طعم روزهای من...
این روزهایم نعنایی ست... همه ی راه های هوایی احساسم بازِ باز است...
تو را از آغوش او به چشمان خودم...... که کسی را ندارد که معیوب ساخته شده که نیمه ی گم شده اش به نیمه ی کامل دیگری چسبیده است..... همه چیز در این راهرو به قرینه تقسیم شده است به جز غمی که در دل کسی سنگین تر است..... وقتی ما دو نفر تو را دوست می داریم و تو نفر چهارم ر ا.... ولی در من هنوز کسی با دیگری در برف ها قدم می زند..... هرلحظه مرا فرو می دهد مثل بغضی روزی در جایی خواهم شکست....... پ.ن: ممنون که اینجا رو می خونی م.م.م :) تبدیل به کابوس جشنی شده ام که به عزا تعبیر می شود..... چنان خالصانه می رقصید که درخشش پولک هایش مرا به یاد آینه کاری های حرم می انداخت..... تمام فکر و ذکرم یک جمله می شود: "لا حول و لا قوة الا بالله"..... اینگونه است که هیچکدام احساس تنهایی نمی کنیم...
| Design By : Night Skin |


